هومر سیمپسون، ویگن، و قضیه ی پیزی

کارلوس وارلا می خواند و همین طور که خورشید عالم تاب روز ما را شب می کرد و از باران هم خبری نبود وقایع زیر حادث شدند:

- حقوقی را که قرار بوده اول برج بدهند هنوز نداده اند و یحتمل تا دوشنبه ی هفته ی آینده هم نخواهند داد. باکس سیگار دارد ته می کشد. پولی در کیسه نیست و این جوری که خبرها می رسد می خواهند خیر سرشان بعد از عید خواهر و مادر خرج و مخارج مان را به اسیری ببرند و در مملکتی که حقوق زیر ۹۰۰ هزار تومان زیر خط فقر است ما با این حقوقی که می گیریم چیزی هستیم شما بگو مثل بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن ابوالخیر با این تفاوت که مرید نداریم.

- امروز چند ساعتی باز برق رفت و عنترنت کن فیکون شد و حقیر سیگار به دست بالای پشت بام اداره کوه را می پائید که نم نمکی رویش برف نشسته بود

- توی تاکسی رادیو فردا وق وق می کرد که در بین وق وق رادیو فردا صدای صادق زیبا کلام به گوشم خورد که فی الحقیقه این آدم مثال نقض فرمایش الاسماء تنزل من السماء است. خیلی دوست دارم یک روز بگذارمش لای در.

*

آهنگ های قشنگ را که دانلود می کنی و مال تو می شوند بعد از چند بار گوش دادن راهی همان فراموشخانه ای می شوند که پیش از آن باقی را حواله داده ای. حالا من مانده ام و این صدای کارلوس وارلا که وقتی وینمپ خود به خود از حرکت می ایستد توی مغزم همچنان زنگ می زند. مجبورم مثل قرص استامینوفن های وطنی که - لابد به خاطر درصد زیاد از حد نشاسته - خوردن شان بیشتر به کمک تله پاتی و قوه ی تلقین درد دندان را ساکت می کند، هر از چند وقتی برای این که پژواک صدایش را در مغزم خاموش کنم؛ باری آهنگ را دوباره برای خودم پخش کنم. وینمپ را می گذارم روی تکرار تا هی بخواند. آن قدر بخواند که دردم خوب بشود. و چه آرزوی غریبی است نازنین.

Una palabra no dice nada
y al mismo tiempo lo esconde todo
igual que el viento que esconde el agua
como las flores que esconde el lodo.

سخن گنگ است و با همه گنگی
هر آن چه هست را پنهان می کند
همچنان که باد، آب را ناپدید می کند و
چون آن گلها که گل و لای از نظر غایب داشته است

و انگار وقتی آن بندها به پایان رسید، آرپخیو از نوگ انگشت هایش می لغزد و می ریزد روی گیتار و برای این که رازش را از ما مخفی کرده باشد تظاهر می کند که می نوازد. اما آن چند نت غمگین از نوگ انگشت هایش می ریزند روی گیتار و سیم ها خود به خود می لرزند. می لرزند و انگار بیتی هست که این بار نمی خواند. بیت آخر را با انگشت هایش می نوازد. روپوش می کند و ما این را دانسته ایم.

Si un dia me faltas no sere nada
y al mismo tiempo lo sere todo
porque en tus ojos estan mis alas
y esta la orilla donde me ahogo,
porque en tus ojos estan mis alas
y esta la orilla donde me ahogo.

و اگر روزی مرا خواستی، هیچ نخواهم بود و
همه چیز خواهم بود
چرا که بال هایم در چشمان توست و همان جاست
که در آب غرقه گشته ام
چرا که بال هایم در چشمان توست و همان جا
در آبی آب غرقه گشته ام

*

الآن رئیس زنگ زد گفت شنبه حقوق حقه ی مسلم ما را روی تخم چشم می گذارد. در ضمن یک تحقیق هم سفارش داد از ادبیات دوره ی ویکتوریا آن هم به انگلیسی و لابد هم مفتکی برای اوشون و این اوشون از همان نابغه های قدر ندیده است که هومر سیمپسون پیش ایشان ابوعلی سیناست. وات ا کرپ!

homer-simpson-wallpaper-brain-1024.jpg

*

بعد از بیست و دو سال گوش کردن به نوای دل انگیز جانی گیتار تازه امشب آواز اصلیش را شنیدم. دست کم سه اجرای دیگر از جانی گیتار هست که من دوستشان دارم- و آن دستکاری مهیب و شعار زده ی خدا بیامرز فریدون فروغی را هم هیچ نمی پسندم. آهنگ عاشقانه ی مردم را که با مشت گره کرده و صدای بیخ گلو انداخته به آدم زهرمار نمی کنند. عرض می کردم که سه اجرای خوبش را دوست می دارم: سوم اجرای فاستو پاپتی و دوم اجرای ویگن.

ناله سر کن تا پر کشم به صحرا
چون رمیده موج مستی از دریا

خون گشته در سینه ام شور جوانی
درد جانسوزم تو می دانی

رفت و رفتم بی نصیب از زندگانی

*

آراز بارسقیان با دل پر خون حکایت ها کرده از مصیبت هایی که سر چاپ چند تا کمیک در روزنامه به سرش آمده و خود این مطلب دماسنجی است دقیق برای این که بفهمیم این همه پیشرفت و ترقی ما از کجا ناشی شده و اگر بر ضد سگ که نجس است و یک شکلک دو میلی متری که شبیه موی زن است - و باور کنید خیلی ها را تحریک می کند - قیام بکنیم کلیه ی مشکلات مان فی الفور حل می شوند و می روند هوا. حالا بگذریم که آراز در عین محق بودن یک حالی هم به حول ما داده و چپق ما را سر حرف عادل فردوسی پور چاق کرده است. بالاخره عادل فردوسی پور همچین همچین آدم روشن ضمیری هم نیست و فی المثل عباس جون هم برایش کمپین شش میلیون امضا تشکیل نداده که مرخصش بکنند. این است که دفاع از این آدم در این جا قاعدتا باید دو تا کفاره داشته باشد.

*

اتاقم همچنان مثل بازار شام است که شتر با بارش در آن گم می شود. فردا باید پیزی را هم بکشم و بیافتم به جان آت و آشغال ها. اول هم از این تخت خواب شروع می کنم. لباس ها را دانه دانه می زنم سر چوب لباسی که تا سه روز دیگر همه شان ولو بشوند دوباره روی تخت. مثلا این پلیور کاهی را اول از همه می پوشم پس باید دم دست باشد. بیست کیلو وزنم آب شده و رفته انگار به چاه مبال. محض همین دلیل این پلیور کاهی زیپ دار که سه شماره برایم کوچک بود حالا قدری هم گشاد می زند. و بعد شاید پرده های اتاق را بشویم که ده سالی است به جای کلینیکس استفاده کرده ام و بعد راس ساعت دو بعد از ظهر که همه با شکم انباشته جلوی تلویزیون لمیده اند اژدها را بیرون می آورم. جارو برقی می کشم. جارو برقی می کشم. جارو برقی می کشم.

*

وینمپ از حرکت ایستاد.

2 بهمن 1386





نظر خوانندگان:


Annettehsi  [ www|@ ] :   (پنجشنبه، 9 خرداد 1392، ساعت 18:09)

appropriate to you and the amount of excess weight loss you want bands tour to promote their debut album Mudcrutch. On February シャネル バッグ 新作 instant garages, car canopies, and portable sheds at affordable two weeks fat reduction. The stage I am getting at is that you http://www.yueqingwan.org/シャネル.asp been improving his ax! Therefore, he got through more in less Prime Minister to give their very best in football dispossessing シャネル possible ,because ... ... ... ... Hey ,you have to stop for thirty Inc, a global player. Ferco Seating Systems, a UK-based, http://www.yueqingwan.org/シャネル.asp can also be trained ?In addition to Sneijder ,Lucio the two Chen in Outlook and then copy the complete contact to another PST file 最新作 シャネル 財布 for residue analysis. ۲.۴ Method of Sampling Soil. A composite way of enhancing wealth by a single premium. Edelweiss Tokio Life

















لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.


داستان های من