اسباب خجالت

دیر یا زود بند و بساط وبلاگ را وا می گذارم. خفه شدن بهتر. خفقان گرفتن بهتر. در دنیای حقیقی که نمی توانیم خودکشی کنیم اما در مجاز چرا. می شود درش را تخته کرد و خفه شد و مرد. حرف زدن ما دیگر راهی به دهی نمی برد. کافی است. تا همین جایش هم زیادی بوده است. مثل شناگری که هر چه پا می زند به سطح آب نمی رسد تا نفسی تازه کند.

خفه شدن گاهی حتی انتخاب هم نیست جبر است. وقتی هوای تازه نباشد خفه می شوی. کبود می شوی و بعد آخرین خاطراتت از جلوی چشمت رد می شوند. مردن ترجیح یکی بر دیگری نیست. همان طور که در دنیای عادی راهی است که باید رفت در مجاز هم همین است. باید خفه شد. خفه می شویم.

شاهد از غیب رسید با رهی معیری:

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
وان چه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوش تر بود در پرده ی وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه ی مهتاب نیست

و با ترانه ی جاودانی جانس جاپلین

When the truth is found to be lies
And all the joy within you dies

When the garden flowers baby are dead yes
And your mind is full of red

Your eyes, I say your eyes may look like his
But in your head baby I'm afraid you don't know where it is

Tears are running ah running down your breast
And your friends baby they treat you like a guest

Don't you want somebody to love
Don't you need somebody to love
Wouldn't you love somebody to love
You better find somebody to love

21 شهریور 1388





نظر خوانندگان:


Tony Lombardo  [www|@] :   (شنبه، 21 شهریور 1388، ساعت 15:09)

البته Jefferson Airplane صحیح است.


دیوان بلخ  [www|@] :   (شنبه، 21 شهریور 1388، ساعت 23:00)

اصلش از جفرسون ایرپلین هست ولی این اجرا از جنس جاپلین هست و من بیشتر دوستش دارم. .

















لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.


داستان های من